مطالعات زنان


آذر 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مطالعات زنان


جستجو


موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • زن نهج البلاغه
  • زنان

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟
     
       
      داستان شب یلدا    

     

    آن شب علی کوچولو به همراه پدر و مادرش قرار بود به خانه مادر بزرگ بروند. پسرک آنجا را خیلی دوست داشت چون هم می‌توانست راحت توی حیاط بازی کند و هم مامان‌بزرگ خوراکی‌های خوشمزه‌ای به او می‌داد. وقتی رسیدند علی دید که مادرجان کلی خوراکی روی میز چیده که با خوراکی‌های دفعه‌های قبل فرق داشت.

    تخمه، پسته، یک کاسه انار دون شده، هندوانه سبز راه راه و… با تعجب از باباش پرسید: باباجون امشب چه خبره، عیده؟! باباخندید و گفت: نه پسرم امشب اولین شب زمستون و طولانی‌ترین شب ساله که بهش می‌گن «شب یلدا». از قدیم رسم بوده که به خونه بزرگ‌تر‌ها می‌رن و دور هم جمع می‌شن و هم خوراکی‌های خوشمزه رو می‌خورن و هم مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها برای بچه‌ها قصه می‌گن.

    علی کمی‌ فکر کرد و با خودش گفت: چه خوبه!…

    چند ساعتی که گذشت علی گفت: حالا وقتشه که مادرجون یه قصه قشنگ تعریف کنه. مادربزرگ نگاهی به علی کرد و با لبخند گفت: باشه گلم، همین الان برات تعریف می‌کنم، بیا اینجا بشین پیش خودم.

    پسرک کنار مادربزرگ نشست و او شروع کرد.

    یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ‌کس نبود. هرکی خدا رو دوست داره بگه یا خدا. کوچیک که بودم با خانواده‌ام توی روستا زندگی می‌کردیم و چقدر هم باصفا بود. من خیلی دلم می‌خواست با پدرم به مزرعه گندم بروم، اما هرموقع که از او می‌خواستم مرا با خودش ببرد می‌گفت که تو هنوز کوچولویی، وقتی بزرگ‌تر شدی با هم می‌رویم. اما من هر روز اصرار می‌کردم تا این که بالاخره راضی شد. آن روزی که بابام قبول کرد من را به سر زمین ببرد خیلی خوشحال بودم و قول دادم به همه حرف‌هایش گوش بدهم.

    صبح روز بعد دو تایی به طرف مزرعه راه افتادیم و وقتی رسیدیم بابا مشغول کارشد و من هم سرگرم بازی شدم. مدتی که گذشت احساس تشنگی کردم برای همین به بابا گفتم که آب می‌خواهم، او هم گفت که برای خوردن آب باید بروی سر چشمه.

    گفتم: کجاست؟

    بابام گفت: دختر جون اون درخت‌ها رو می‌بینی اونور گندم‌ها، باید بری اونجا.

    گفتم: باباجون خیلی دوره، خسته می‌شم.

    البته دور نبود اما چون می‌ترسیدم این حرف را زدم.

    بابام گفت: راهی نیست من از همین جا نگات می‌کنم. مواظبتم، نترس برو زود برگرد.

    وقتی بابا‌م این حرف‌ها را زد دلگرم شدم و رفتم و رفتم تا رسیدم. جای قشنگی بود؛ چشمه‌ای درست مثل یک حوض بزرگ که دور و برش پر از درخت و سبزه بود.

    کمی ‌آب خوردم و خواستم برگردم که چشمم به یک پروانه خوشگل که روی سبزه‌ها بالا و پایین می‌پرید افتاد.

    دنبالش دویدم و هر جا رفت من هم رفتم و فراموش کردم که کجا هستم و باید زود برگردم. پروانه را لابه‌لای علف‌ها گم کردم، از چشمه هم دور شده بودم و آن را نمی‌دیدم، نمی‌دانستم از کدام طرف برگردم؛ گم شده بودم.

    ترسیده بودم و نمی‌دانستم چه کار کنم. بابا را بلند بلند صدا زدم اما فایده‌ای نداشت یواش یواش داشت گریه‌ام می‌گرفت. از خدا کمک خواستم. بابام همیشه می‌گفت هر وقت مشکلی برایت پیش آمد از خدا بخواه تا کمکت کند. برای همین دست‌هایم را بالا گرفتم و گفتم: «ای خدای مهربون برو به بابام بگو من گم شدم تا بیاد پیشم!»

    خواستم از یک طرف برگردم که صدایی را شنیدم. خوب دقت کردم، به نظرم آمد کسی مرا صدا می‌زند: «فاطمه؛ فاطمه، کجایی دختر؟» باورم نمی‌شد صدای بابام بود و هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد تا این که او را از دور دیدم و من هم داد زدم: باباجون، بابا… و گریه‌ام گرفت.همان‌طور گریه‌کنان دویدم و چسبیدم به بابام و توی دلم از خدا تشکر کردم.

    قصه که تمام شد علی نگاهی به مادربزرگ انداخت و گفت: مادر جون خدا رو شکر که پیداشدی…!؟

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [سه شنبه 1396-09-28] [ 02:46:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اشعار شب یلدا    

    غزل عاشقانه و زیبا در مورد شب یلدا
    شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره
    بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره
    شب شادی وشـــور و مهربانی است
    زمـــــــان همدلی و همزبانی است
    در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد
    محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد
    به هرجا محفلی گرم و صمیمی است
    که مهمانی درآن رسمی قدیمی است
    به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل
    شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل
    ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه
    شود مهمان حسابی چاق و چلّه!!
    همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه
    نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه!
    نشسته با تفاخـــــــــر  تــوی سینی
    کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی
    چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه
    شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه!
    بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم
    اس ام اس می رسد پشت سر هم
    جوانان آن طرف تـــر  جـــــــوک بگویند
    دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند
    کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است
    در این محفل پی تولید بانگ است!!
    زند بــــــــا “ای دل ای دل”  زیـــــر آواز
    ز بعد آن  “هاهاها”یی کند ســـــاز!
    ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را
    بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را!
    چنین با شور و نغمه – شعر و دستان
    خرامان می رســــــد از ره زمستان
    شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز
    نمانده هیچ؛ جز  هشتاد و نه روز !
    کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران
    که در راه است فصــــــــل نوبهاران….

    شعر شب یلدا دلنشین و جذاب
    شب یلدا همیشه جاودانی است
    زمستان را بهارزندگانی است

    شب یلدا شب فر و کیان است
    نشان ازسنت ایرانیان است

    شب یلد ا و وصف بی مثالش
    خداوندا مخواه ،هرگز زوالش

    شب یلدا فراتر از همه شب
    نبینم هیچ کس افتاده در تب

    شب یلدا زحزن و غم مبراست
    بساط شادمانی ها مهیاست

    شب یلدا بیا روشن روان شو
    به نزد شاعران همزبان شو

    شب یلدا شب سال است ای دل
    مرا در انجمن ، شعراست محمل

    شب یلدا بلند است و یگانه
    نمی گیرد دلم هرگز بهانه

    شب یلدا کنار دوستان باش
    برای ما گلی ازبوستان باش

    شب یلدا به آجیل و ترانه
    بساط میوه ها در کنج خانه

    شب یلدا ، انار و هندوانه
    غذا سبزی پلو، ماهی بهانه

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:41:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      کار خوب .......    

    شب یلدا و دیوان حافظ

    از گذشته‌های دور در خانواده‌های ایرانی در کنار قرآن کریم، دیوان حافظ نیز مورد توجه و عنایت خاصی بوده است. ایرانیان همان‌گونه که با قرآن استخاره کرده، برای شروع کارهای خود از این کتاب آسمانی طلب خیر می‌کنند، به دیوان حافظ نیز تفأل می‌زنند و از خواجه شیراز دعای خیر می‌خواهند. یکی از رسم‌های جالب و زیبای ایرانی‌ها در شب یلدا، تفأل زدن به دیوان حافظ و خواندن اشعار عرفانی اوست که برگرفته از آیات قرآن است. شایسته است در این شب طولانی، با تفأل زدن به حافظ و خواندن اشعار عرفانی او، از خرافات و تفأل زدن به شیوه‌های خرافی دیگر پرهیز کنیم. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «از ما نیست کسی که فال بد زند یا برایش فال بد زده شود». قرائت اشعار پسندیده و نیکو، به ویژه اشعاری که در مدح اهل بیت علیهم‌السلام سروده شده، از جمله کارهای خوب و نیکویی است که می‌توان در این شب انجام داد.

    انار و گردو بخورید
    خداوند مهربان در طبیعت بخشنده خود، در هر فصل نعمت‌ها و میوه‌هایی در دسترس ما گذاشته که سلامت ما را تأمین و قدرت دفاعی بدن را در مقابل بیماری‌ها افزون می‌سازد. در زمستان که به علت تغییر هوا و عوامل دیگر مانند باد و باران، سرماخوردگی و بیماری‌هایی نظیر آن زیاد می‌شود، وجود انار می‌تواند نه تنها شفا‌بخش بوده، بلکه در حفظ سلامت و جلوگیری از این‌گونه بیماری‌ها مؤثر باشد. شاید حکمت خوردن انار در نخستین شب زمستان همین مسأله باشد. گردو نیز از تنقلاتی است که در این شب مصرف می‌شود و فایده‌های بسیاری دارد. امام علی علیه‌السلام فرموده است: «خوردن گردو در زمستان و فصل سرما، کلیه‌ها را گرم و سردی را از بدن دفع می‌کند». رعایت این آداب و رسوم پسندیده و توجه به حکمت خوراکی‌هایی که در این شب مصرف می‌شود، می‌تواند راه‌گشای خوبی برای جوانان و نوجوانان باشد.

    به یکدیگر هدیه بدهید
    ایران کشوری گسترده با اقوام مختلف است که هر یک از آنها در پرتو رسم‌های ویژه منطقه خود، شب یلدا را به گونه‌ای خاص برگزار می‌کنند. از جمله رسم‌های ایرانی که در شب یلدا در میان اقوام مختلف برگزار می‌شود، رسم پسندیده هدیه دادن و هدیه گرفتن است. این سنت نیکو در اسلام بسیار مورد سفارش قرار گرفته و پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «به یکدیگر هدیه بدهید تا دل‌هایتان به هم مهربان شود. به یکدیگر هدیه دهید؛ زیرا کینه‌ها را از بین می‌برد». پیامبر خدا صلی الله علیه و آله همواره به این امر نیکو اهتمام می‌ورزیدند و هر هدیه‌ای که به آن حضرت داده می‌شد، با روی باز می‌پذیرفتند؛ زیرا آن را نوعی احترام به شخص هدیه‌دهنده می‌دانستند. هدیه دادن به کوچک‌ترها در این شب، سبب می‌شود تا کودکان ونوجوانان به بزرگ‌ترها با دیده احترام نگریسته و محبت آنها را در دل خود نگاه دارند.

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:18:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شب یلداااا    

    پیامبر خدا می فرماید : مردم ، ناخور خدایند . دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند کسی است که به نان خوران او سود برسناد و خانواده شادمان کند . الکافی : ج 2 . ص 164

    * * *

    شب یلدا خیلیامون میوه و آجیل تهیه میکنیم که یا خانواده خوش باشیم ، ولی تو همین شب چشمایی هم تو خیابون دستای پر ما رو می بینند و شب دستای خالی پدرشون رو می بینند …. تلویزیون هم که میوه ها و آجیل ها رو خیلی بزک کرده نشون می ده ….. هر که میتونه یک یا چند خانواده نیازمند را می شناسه با خرید میوه و آجیل شاد کنه که بچه ها و خانواده هاشون دور هم خوش باشند …. ان شاء اللهزنگ بزن داداشت که می دونی دستش خالیه بگو داداش شماره حسابت بده یک هدیه بریزم حسابت برای شب یلدا خرید کنی یا چند پاکت میوه و آجیل آماده کنیم برای همسایه ها یا افراد نیازمندی که میشناسیم یا دیگران معرفی می کنند ، یا هر جوری که می تونیم …. توکل به خدا که ان شاء الله توفیق این کار خیر نصیب همه بشود .

     

    * * *

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شب یلدا........    

    شب یلدا، نخستین شب زمستان و طولانی‌ترین شب سال است که ایرانی‌ها طی رسوم کهن خود، دور هم جمع می‌شوند و ضمن دید‌و‌بازدید، خوراکی‌های خاصی مانند هندوانه، انار، آجیل و… را مصرف می‌کنند. در این شب، جوانان پای صحبت‌ها و قصه‌های بزرگ‌سالان می‌نشینند و از لابه‌لای داستان‌ها و قصه‌هایی که از زبان این گنج‌های زندگی می‌شنوند، عبرت‌ها و درس‌های بی‌شماری برای خود می‌اندوزند. از جمله رسوم بسیار زیبا و پسندیده ایرانی در این شب که در اسلام نیز بسیار به آن سفارش شده، عیادت از سال‌مندان و بیماران است. ملاقات با خویشاوندان و دوستان و رسیدگی به احوال نیازمندان، به ویژه نیازمندان خویشاوند، از جمله آداب پسندیده و نیکویی است که در پرتو دستورات جامع و کامل اسلام، مردمان شریف ایرانی در شب یلدا و دیگر شب‌های طولانی و بلند زمستان به آن اهتمام می‌ورزند.

    اسراف نکنیم
    خداوند برای رفاه و آسایش بندگان خود، نعمت‌های بسیاری آفریده و به آنها امر فرموده از این نعمت‌ها استفاده کنند؛ ولی همواره بکوشند از اسراف کردن بپرهیزند. زیرا خداوند اسراف را دوست ندارد. امام علی علیه‌السلام اسراف کردن را موجب هلاکت دانسته و امام سجاد علیه‌السلام در دعا و مناجات‌های خود با خدا می‌فرماید: «و مرا از زیاده‌روی بازدار و روزی‌ام را از تلف شدن نگاه‌دار و دارایی‌ام را با برکت دادن به آن افزون کن و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.» رسم زیبای دیدار یکدیگر در شب یلدا وقتی زیباتر می‌شود که با زیاده‌روی نکردن در مصرف خوراکی‌ها و تنقلات، بخشی از آنها را به مصرف یتیمان و افراد بی‌بضاعتی برسانیم که توانایی تهیه چنین اقلامی را در این شب ندارند.

    زمستان، بهار مؤمنان
    انسان‌هایی که عاشق عبادت هستند و از صمیم دل آن را دوست می‌دارند، تمام وجود خود را وقف عبادت می‌کنند و هر یک از اعمال و گفتار خود را با نیت تقرب به خداوند انجام می‌دهند. این‌گونه افراد جزء برترین‌های مردم شمرده می‌شوند و ترسی از سختی‌های دنیا ندارند. روزها و شب‌های زمستان، بهترین فرصت برای راز و نیاز و مناجات با خداوند است. امام صادق علیه‌السلام این فرصت نیکو را این‌گونه معرفی می‌کند: «زمستان، بهار مؤمن است. شب‌هایش طولانی است که برای عبادت نیمه‌شب از آن کمک می‌گیرد و روزهایش کوتاه است که برای روزه گرفتن از آن مدد می‌جوید». برخاستن از خواب شیرین در دل شب و اندیشیدن در ملکوت آسمان‌ها و زمین، خدا و قدرت او و نیز روزه گرفتن در روزهای کوتاه زمستانی، بهترین و خالص‌ترین عبادت خدای تعالی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «روزه زمستان، غنیمتی فرح‌بخش است»

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 01:35:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شب یلدا    

    همیشه به بلندی شب یلدا می خندیدم
    بلند ، طولانی ، ماندگار
    فقط برای یک دقیقه…
    چقدر خندیدم برای این یک دقیقه…
    اما آن روز که بار سفر بسته بودی وگفتم یک دقیقه بیشتر بمان
    و تو گفتی وقت تنگ است ، کوله بار باید بست ، باید رفت…
    آن روز فهمیدم این یک دقیقه های غریبانه چه غوغایی میکنند .
    یک دقیقه با تو بودن ،
    چقدر بلند ، طولانی و ماندگار است…
    چقدر گریستم برای این یک دقیقه …
    .
    .
    .
    لبخندت برقرار ، محفلت گرم ، شادی ات همیشگی
    یلدایت مبارک
    .
    .
    .
    دو قدم مانده به رقصیدن برف
    یک نفس مانده به سرما و به یخ
    چشم در چشم زمستانی دگر
    تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
    یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما
    یلدات مبارک
    .
    .
    .
    چه سخاوتمند است پاییز
    که شکوه بلندترین شبش را
    عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد
    زمستانتان سفید و سلامت . . .
    یلدا مبارک

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 11:03:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه